عاشقانه زیستن

زندگی,آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 7:51  توسط رضا و رویا  | 

چند قانون برای دوران نامزدی

كاش زمان برمی‌گشت عقب. كاش یك روز قبل بود، وقتی كه هنوز حرفی نزده بودم... .

دیروز خیلی منتظرش شدم. قرار بود صبح زود برای برنامه فردا قرار بگذاریم اما تا غروب خبری نشد. فكر كردم قرارمان به‌هم خورده است. بغض كرده بودم اما جلوی خودم را گرفتم. تلفن كه زد از او درباره كارش توضیح خواستم. به او گفتم كه اگر برایش اهمیت داشتم، می‌بایست زودتر اطلاع می‌داد كه باید به تمام كارهایش برسد و از سرسیری، وقتی هیچ‌كاری نداشت یاد من و قرارمان بیفتد. اولش عذرخواهی كرد اما من قانع نشدم و بحث را ادامه دادم، او هم بی‌خداحافظی گوشی را گذاشت.

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که دلمان خواسته زمان را نه یک ساعت که یک دقیقه عقب ببریم و همه چیز را جبران کنیم. اما اگر هوشیار نباشیم، یک اشتباه به‌راحتی می‌تواند همه چیز را نابود کند و مسیر زندگی هر دوی ما را تغییر بدهد. در واقع گاهی تاوان یک خطا یك معذرت‌خواهی ساده است اما هستند خطاهایی که باید برای جبران آن تاوان سنگینی بپردازیم؛ تاوانی مثل جدایی. اما نكته ظریف اینجاست كه گاهی رفتار منطقی، درست همان رفتاری است كه باعث گسستن رابطه می‌شود؛ به انتها رسیدن یك رابطه ناقص.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 16:55  توسط رضا و رویا  | 

بخشیدن، راهی مستقیم به آرامش درون

بخشیدن، راهی مستقیم به آرامش درون

    همه ی ما کم و زیاد از افراد مختلف و به بهانه های گوناگون، صدمه های روحی دیده‏ایم؛ اعتمادها از بین رفته و قلبهایی شکسته شده است. این صدمات برای مدت کوتاه بسیار معمولی هستند اما همین دردها گاهی اوقات ماندنی می‏شوند و ما با یادآوری و آن صدمات این دردها را دوباره زنده کرده و با آنها دست و پنجه نرم می‏کنیم.

این مسئله نه تنها باعث ناراحتی ما شده بلکه می‏تواند روابط ما را بیش از پیش خدشه‏دار کرده  و باعث برآشفتگی و بی میلی در رویارویی با مردم شود. ما گاها در دایرۀ خشم و عصبانیت گرفتار می‏شویم و زیبایی‏های زندگی را از یاد می‏بریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم و آنرا در زندگی خود جاری سازیم. بعضی اوقات بخشیدن یک فرد چنان می‏تواند فضای ذهنی ما را باز کند که هیچ عمل دیگری به آن نمی‏رسد. مثلا ما ۴ سال پیش از یکی از دوستان خود صدمه‏ای روحی خورده‏ایم که تا امروز آنرا در ذهن خود می‏پرورانیم. اما باید بدانیم که با بخشیدن آن فرد علاوه بر اینکه فضای ذهنی خود را باز کرده بلکه فردی دیگر را خوشحال نموده‏ایم.

چرا باید دیگران را بخشید ؟

بخشش می‏تواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد مقابل داشته باشیم چراکه کنترل رفتار افراد دست ما نیست اما کنترل خشم و عصبانیت خودمان در دست خودمان است. در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر می‏گردد :

۱ - نبخشیدن افراد مانند حمل کردن توده‏ای از بار منفی است که همین امر موجب اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان می‏شود. چراکه هر تصوری در درون، انعکاسی به بیرون دارد.

۲ - گذشته‏ای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی می‏شود و باعث می‏شود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک می‏شوند.

۳ - بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با گذشت و مورد اعتماد قبول می‏کنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای همیشه مدیون خود کرده‏ایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)

۴ - شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.
 

چگونه ببخشیم ؟

بخشیدن آسان نیست اما ما می‏توانیم در عرض یک روز و یا حتی در چند ثانیه یک نفر را ببخشیم.  ابتدا باید با خود عهد ببندیم که می‏خواهیم تغییر کنیم و می‏خواهیم فضای ذهنی خود را باز کنیم و نیز باید بدانیم که مزمن شدن این دردها باعث آسیب جدی به روح و روان انسان می‏شود.

یکی از راههای ساده برای بخشیدن افراد این است که خودمان را جای فرد گنهکار بگذاریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است و از خود بپرسیم “کدام رفتار من باعث شده تا او چنین کند؟” و همیشه همه را خوب بدانیم. بدانیم که هیچ کس از ابتدا خطاکار نبوده و هیچ کس قصد آزار و اذیت دیگری را ندارد.

راه دیگر برای بخشیدن افراد این است که بدانیم که گذشته دیگر برنمی‏گردد و اتفاقی که افتاده دوباره از نو طراحی نمی‏شود. پس چرا خود را ناراحت کرده و غده‏ای را در ذهن خود بوجود آوریم و با نبخشیدن افراد آن غده را روز بروز بزرگتر کنیم؟ با خود تصور کنیم که نبخشیدن‏ها مانند سنگهایی هستند که سر راه پیشرفت ما قرار دارند. ما با بخشیدن آرامش را برای خود به ارمغان آورده و در واقع لطفی به خودمان می‏کنیم. (این قضیه جدی است)

همچنین ما باید دلسوز همنوع خود باشیم. هر کسی در مواقع عصبانیت و یا حتی در حالت عادی و از روی بی‏فکری دست به اقداماتی می‏زند که شاید از نظر بسیاری از افراد درست نباشد و عامل ناراحتی آنان شود. پس این مسئله را دلیل بر بی فکری فرد و یا لحظۀ عصبانیت وی در نظر بگیریم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:19  توسط رضا و رویا  | 

دلتنگی های من

Red Orchid

از راه دور دستان پر مهر و محبتت را می بوسم،

تو را در آغوش می گیرم و سرت را بر روی قلبم میگذارم

تا بشنوی صدای قلبم را که برای تو می تپد و به زبان بی زبانی می خواهد بگوید

 عزیزم دوستت دارم....

- - - - - - - - - - - - - - - - - -

وقتی دستانم را درون موهایت میبرم تا نوازش کنم آنها را،این موهای لطیف تو هستند

که دستان مرا نوازش می کنند و مهر و محبتشان را نثار دستانم می کنند.....

- - - - - - - - - - - - - - - - - - -

این گرمای آغوش توست که به تنم جان می بخشد و روحم را نوازش می کند و مرا به آرامش می رساند...

این آرامشی که مرا دست می دهد تمام خستگی های فکری و جسمی را از وجودم به در می کند....

- - - - - - - - - - - - - - - - - - -

وقتی دستان مهربانت روی تنم به حرکت در می آیند تک تک سلولهای بدنم

با تمام وجود عشق را احساس می کنند و مثل گل سرخی زیبا

شکفته می شوند و لبخندی حاکی از رضایت و خوشحالی بر لبانشاننقش می بندد

قلبشان برای تنها توست که می تپد..

- - - - - - - - - - - - - - - - - - -

یاد تو در سینه ی من عشق را ماندگار می کند

         و این عشق توست که یادت را در سینه ی من نشانده است

- - - - - - - - - - - - - - - - - - -

طنین صدای برآمده از تپیدن قلبم را می شنوی

می شنوی که با هر تپیدن رؤیا می گوید

  و تپیدن بعدی

            می شنوی؟

                  می شنوی چه می گوید؟

                                                        دوستت دارم

        آری می گوید دوستت دارم...

- - - - - - - - - - - - - -

نمی دانم در این دلتنگی ها چه چیزی هست که نفس کشیدت را برای من سخت

 کرده،قلبم یک در میان می زند...

نمی زند دلم،چون تو دوری از او

دوباره می زند چون امید به دیدار تو دارد این دلم..

رضا   

۸۸.۰۲.۱۸

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 19:29  توسط رضا و رویا  | 

دوستت دارم...

این دل است که می خواهد بتازد به فردا....
آخه دل همیشه بهترین را می خواهد دقیقا بهتر از امروز را!
ولی دل بهتر از امروز را می خواهد با تو تجربه کند فقط با تو...

آره تو را می گویم تو که تنها عشق منی!............................

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 20:17  توسط رضا و رویا  | 

مطالب قدیمی‌تر